مهمونی خونه آرتین جون
پسرم امروز قراره بریم خونه آرتین. همون دوست اینترنتی که 4 ماه پیش خونه آیدا جون
دیدیمش. وقتی رسیدیم به زبون هم با هم حرف میزدین من و خاله سهیلا فقط نگاهتون
میکردیم از اینکه خیلی خوب با هم ارتباط برقرار کردین. خیلی خوشحال شدیم. معلومه در
آینده دوستهای خوبی برای هم دیگه میشید.
خاله سهیلا خیلی تو زحمت افتاد کلی ازمون پذیرای کرد.
شما با آرتین مشغوله بازی بودین بدون اینکه متوجه ما باشید. تا غروب اونجا بودیم. کلی به
شما خوش گذشته بود. هر وقت خاله سهیلا میخواست عکس بندازه شما سریعی به سمت
دوربین نگاه میکردی.چند روزی بود لثه هات متورم شده بود دکتر بهم گفته بود تا چند روز
دیگه دندونات در میاد. خاله سهیلا تا دید گفت مبارکه لثه امیرمحمد شکافته شده سفید
شده ؛ جالب اینکه آرتین جونم از شما یک روز بزرگتره یک روز هم از شما زودتر دندونش
بیرون زده.


قربون پسرم برم که عاشق دوربین.

آرتین جون داداش بی خیال بابا دوربینو ببین

آرتین جون و نفس مامان مشغول بازی

قربونتون برم که سرگرم بازی هستین ماماناتونو فراموش کردین

واییییییییییییییییییییییییییی آرتین دوربین اومد

خدایا صد هزار بار شکرت بابت این هدیه قشنگی بهمون هدیه دادی

پسرم از وقتی قراره مروارید کوچولوت بیاد بیرون با لبت بازی میکنی

خدایا صدها هزار بار شکرت بابت این فرشته کوچولو یی که به ما عطا کردی
خدایا در پناه خودت،صحیح و سالم حفظش کن.
آمیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییین


مهمونی خونه آرتین جون
